شما اینجا هستید
پاسخگو » چرا حضرت محمد (ص) تعداد زیادی زن اختیار کردند؟

آیا این موضوع که پیامبر خدا تعداد زیادی زن گرفته اند سبب انحراف افکار نشده است؟چگونه حضرت محمد(ص) بین زنهای خود مساوات را بر قرار میکردند؟
پرسش: چرا حضرت محمد (ص) تعداد زیادی زن اختیار کردند؟
پی نوشت ها :
پرسش: چگونه حضرت محمد(ص) بین زن های خود مساوات را بر قرار می کردند؟
با توجه به عدم امکان پاسخگویی در بخش نظرات لطفا سوالات خود را در سامانه «
شرح : آیا این موضوع که پیامبر خدا تعداد زیادی زن گرفته اند، سبب انحراف افکار نشده است؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
در آغاز توجه تان را به دو نکته جلب می کنیم:
اوّل: نگاهی کوتاه به فرهنگ ازدواج در جزیره العرب در زمان پیامبر:
۱ـ عرب های جاهلی نسبت به دختر، بلکه جنس زن بی علاقه بودند، چون در محیطی که دائم مردم با هم به جنگ و خونریزی مشغول بودند . هر کس هر قدر که می توانست، به دیگران ظلم روا می داشت، خوف داشتند که در جنگ، دختران اسیر شوند و باعث ننگ آن طایفه گردند، نیز به جهت وضع بد اقتصادی و این که دختران به فحشا رو آورند و … به دختر علاقه ای نداشتند، بلکه دختر داری را ضد ارزش می شمردند و به زنده به گور کردن دختران رو آوردند.
۲ـ چون جنگ و خونریزی در آن محیط امری متداول بود، و عرب جاهلی با اندک بهانه ای یکدیگر را می کشتند، حاصل به هم خوردن تعادل جمعیتی بود و نسبت زنان به مردان افزایش چشمگیری پیدا می کرد (چون مردان به جنگ اقدام می کردند، نه زنان و کشته ها از مردان بود) که گزینه «چند زن داشتن» را برای رهایی از مشکل عدم تعادل جمعیتی پذیرفتند. این مشکل در اکثر نقاط از جمله در ایران هم وجود داشت، لیکن در عربستان بیش تر بود.
۳ـ در آن وضع ناگوار اقتصادی، زن گرفتن از یک خانواده و قبیله نوعی کمک به آنان محسوب می شد، به همین جهت مشرکان قریش به دامادهای پیامبر فشار وارد می کردند که دختران پیامبر را طلاق دهند.(۱)
۴ـ در محیطی که نا امنی و جنگ و خونریزی آسایش را از همگان ربوده بود، ازدواج مهم ترین عامل بازدارنده از جنگ به شمار می آمد.
۵ـ در آن وضع زن بیوه اگر شوهر نمی کرد، خوشایند نبود، بلکه زشت شمرده می شد. به مجرد آن که شوهر می مرد، یا از وی طلاق می گرفت و عدّه وفات یا طلاق سپری می شد، شوهری دیگر گزینش می شد، مانند «اسماء بنت عمیس» که اوّل همسر جعفر بن ابی طالب شد، بعد از شهادتش به عقد ابوبکر در آمد و بعد از درگذشت ابوبکر همسر امام علی(ع) شد. این شیوه در آن فرهنگ متداول بود. (۲)
نکته دوم: نگاهی گذرا به ازدواج پیامبر.
۱ـ پیامبر در ۲۵ سالگی با حضرت خدیجه که چهل سالش بود و قبلاً یک یا دوبار شوهر کرده بود و با مرگ شوهر بیوه شده بود، ازدواج نمود، و به مدت بیست و پنج یا بیست و هشت سال با وی زندگی کرد و همسر دیگری نگرفت.(۳)
۲ـ همه همسران پیامبر(جز عایشه) بیوه بودند. آنان پیش از آن که به همسری پیامبر در آیند، یک یا دوبار شوهر نموده بودند و بعد از درگذشت و یا شهادت شوهر و انقضای عدّه به عقد پیامبر در آمدند.
۳ـ عمده ازدواج های پیامبر در شرایط سخت و دشوار جنگی صورت گرفته بود، مانند شکست مسلمانان در جنگ اُحد که وضع مسلمانان بسیار ناراحت کننده بود.
۴ـ پیامبر از قبایل مهم عرب مانند تیم، عدی، بنی امیه، نیز یهودیان مدینه همسر انتخاب کرد، ولی از قبایل انصار زن نگرفت.
دقت در این امور به ما می فهماند که ازدواج های پیامبر نه در پی ارضای خواهش های نفسانی، بلکه در جهت اهداف عالی بود که ذیلاً بیان می شود.
اوّلاً: اگر چنین بود، می بایست در سنین جوانی به این امر مبادرت می کرد، نه در سنین پیری و آن هم در شرایط سخت و دشوار.
دوم: اگر خوشگذرانی انگیزه حضرت بود، می بایست جهت گیری هایش در گزینش همسر، این ادعا را اثبات کند. حضرت دنبال زنان زیبا و جذّاب از جهت امور جنسی و جوانی نبود، حتی به خواستگاری برخی از زنان مانند «ام سلمه» رفت . او تعجب نمود در این سن و سال که کسی حاضر نمی شود با او ازدواج کند، چرا پیامبر دنبال زنان جوان نمی رود و به خواستگاری او کسی را فرستاده است.
سوم: آنانی که با انگیزه کامیابی جنسی به ازدواج های متعدد رو می آورند، ماهیت زندگی آنان به گونه ای دیگر است. آنان به زرق و برق ظاهری زندگی، لباس و زینت زنان و رفاه و خوشگذرانی رو می آورند؛ درحالی که سیره و زندگی پیامبر خلاف این را نشان می دهد. پیامبر در برابر خواست همسران خویش در مورد زرق و برق زندگی، آنان را مخیّر کرد که یا ساده زیستی را برگزینند و به عنوان همسر پیامبر باقی بمانند و یا از حضرت طلاق بگیرند و بروند دنبال زرق و برق زندگی.
علامه طباطبایی در این باره می نویسد: داستان تعدّد زوجات پیامبر را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن که برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و هم چنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن دوستی حضرت دارد. (۴)
چهارم: دو تن از زنان پیامبر کنیز بودند. اگر هدف پیامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود، این دو چون کنیز بودند، بدون ازدواج، پیامبر می توانست از آنان بهره مند شود. با این تحلیل ازدواج بی فایده بود.
بنابراین اهداف و حکمت های ازدواج پیامبر را می بایست در اهداف بلند و ارزشی جستجو نمود که مهم ترین آن بدین شرح است:
۱ـ هدف سیاسی ـ تبلیغی:
یکی از اهداف ازدواج های پیامبر سیاسی – تبلیغی بود؛ یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی و اجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.
حضرت به خاطر دست یابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی و سیاسی، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی های آنان و حفظ سیاست داخلی و ایجاد زمینه مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد.
در راستای این اهداف پیامبر با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله بنی امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود به جا می گذارد.
در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر «ابن خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود،(۵) بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود.
«گیورگیو» نویسنده مسیحی می نویسد: محمد ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد . ام حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد.(۶)
۲ـ هدف تربیتی:
پیامبر حمایت از محرومان و واماندگان را جزء آیین نجات بخش خویش قرار داد. قرآن مردم را به حمایت از واماندگان و محرومان و ایتام فرا می خواند. پیامبر در مناسبت های مختلف مردم را به این کار خداپسندانه تشویق نمود. در عمل برای مردان بیچاره و وامانده در کنار مسجد «صفه» را بنا نهاد . حدود هشتاد نفر از آنان را در آن جا سکنی داد.
حمایت عملی و صفه نشینی مربوط به مردان بود، اما درباره زنان با توجه به موقعیت آنان، این گونه راه حل برای رهایی آنان از مشکلات پسندیده نبود، بلکه رسول خدا برای زنان راه حل دیگری را در نظر گرفت. حضرت از فرهنگ مردم و راه حل چند همسر داری که بازتاب شرایط اجتماعی بود، بهره جست . مردان مسلمان را تشویق نمود که زنان بی سرپرست و یتیم دار را به تناسب حال شان، با پیوند زناشویی به خانه های خویش راه بدهند، تا آنان و یتیمان شان از رنج بی سرپرستی و تنهایی و فقر مالی و عقده های روانی رهایی یابند؛ خود نیز در عمل به این کار تن داد تا مسلمانان در عمل تشویق شوند و در مسیر رفع محرومیت واماندگان قدم بردارند.
پیامبر با زنان بیوه ازدواج نمود . آنان را به همراه فرزندان یتیم شان به خانه خویش راه داد، تا هم خودش به قدر توان در زدودن مشکلات گام برداشته باشد و هم الگوی خوبی برای مردم در این امر باشد.
۳ـ هدف رهایی کنیزان:
اسلام با برنامه ریزی دقیق و مرحله به مرحله در جهت آزادی اسیران گام برداشت. رسول خدا از شیوه های خوب و متعدد برای آزادی اسیران بهره جست که ازدواج از جمله آن ها است. جویریه و صفیه کنیز بودند. پیامبر این دو را آزاد کرد و سپس با آن دو ازدواج نمود، تا بدین وسیله به مسلمانان بیاموزد که می شود با کنیز ازدواج نمود. اوّل او را آزاد نمود و سپس شریک زندگی قرار داد. در ازدواج پیامبر با جویریه بسیاری از کنیزان آزاد شدند.
توضیح: جویریه در غزوه بنی مصطلق اسیر شده بود . در سهم غنیمتی رسول خدا قرار گرفت. حضرت وی را آزاد کرد و سپس با وی ازدواج نمود. کار حضرت برای یارانش الگوی خوبی شد . تمامی اسیران غزوه بنی مصطلق که حدود دویست تن بودند، آزاد شدند.
«گیورگیو» دانشمند مسیحی می نویسد: محمد با جویریه ازدواج کرد. یارانش این عمل را نپسندیدند و آن را با تعجب می نگریستند. فردای آن روز کم کم اسیران خود را آزاد کردند، چون که نمی توانستند بپذیرند که بستگان همسر پیامبر برده آنان باشند.(۷)
۴ـ نجات زن و جلوگیری از غلتیدن وی در دامن بستگان مشرک و کافر:
برخی از زنانی که مسلمان شده بودند و به جهت مرگ، شهادت و یا ارتداد شوهر، بی سرپرست می شدند و زندگی بر آنان بسیار مشکل بود و در وضع بسیار آشفته ای به سر می بردند، همانند ام حبیبه، دختر ابوسفیان که همراه شوهرش به حبشه هجرت کرد و در آن جا بی سرپرست شد. نه می توانست در آن جا بماند و نه به مکه نزد پدرش برگردد.
پیامبر وقتی که از مشکل وی با خبر شد، پیکی برای نجاشی پادشاه حبشه فرستاد و از او خواست تا ام حبیبه را به عقد پیامبر در آورد. این ازدواج باعث شد که وی از بی سرپرستی نجات پیدا کند و به دامن بستگان مشرک خویش نغلتد.
۵ـطرد سنت غلط و جاهلی:
در اسلام «پسرخوانده» حکم پسر واقعی را ندارد و زن پسر خوانده بر مرد مَحْرَم نیست. در حالی که در جاهلیت احکام پسر واقعی را بر پسر خوانده سرایت می دادند، از آن جمله زن پسر خوانده بر پدر خوانده محرم بود. اسلام این حکم را باطل نمود.(۸) پیامبر به دستور خدا با «زینب بنت حجش» که همسر مطلقه زیدبن حارثه، پسرخوانده پیامبر بود، ازدواج نمود، تا حکم جاهلی را در عمل باطل کند و مردم پذیرای نقض حکم جاهلی باشند.(۹)
اگر این ازدواج صورت نمی گرفت، ممکن بود زیدبن حارثه، یا پسرش اسامه بن زید، بعد از رحلت پیامبر به عنوان پسر و وارث پیامبر مطرح می شد و مسیر امامت و وراثت خاندان پیامبر دگرگون می شد.
افزون بر این امور ازدواج های پیامبر از اهداف و حکمت های دیگری برخوردار بود که به جهت رعایت اختصار از ذکر آن ها خود داری می شود.
با توجه به مطالبی که ذکر شد، ازدواج های مکرر حضرت هیچگونه اثر منفی در افکار جامعه ایجاد نم کرد .
در نهایت چنانچه خواستار مطالب بیش تری در زمینه ازدواج‌های پیامبر هستید، به کتاب «همسران پیامبر، پرسش‌ها و پاسخ‌ها»، حسن عاشوری لنگرودی که توسط همین مرکز تهیه و تدوین شده و کاملا مباحث مستند می باشد و ما نیز از آن بهره بردیم، مراجعه نمایید.
۱٫ ذخائر العقبى ،احمد بن عبد الله الطبری ، ص ۱۶۲ ، ۱۳۵۶ ، مکتبة القدسی لصاحبها حسام الدین القدسی – القاهرة.
۲٫المحبر ،محمد بن حبیب بغدادی،ص۴۴۲ ، ذی القعدة ۱۳۶۱، مطبعة الدائرة.
۳٫اسد الغابه ،ج۵،ص۷۲، ابن الأثیر ناشر ،دار الکتاب العربی – بیروت – لبنان ؛
معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص۷۹ ،تصحیح و تعلیق : علی أکبر الغفاری ، ۱۳۷۹ – ۱۳۳۸ ، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة.
۴٫سید محمد حسین طباطبایی، فرازهایی از اسلام، ص ۱۷۴، موسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین قم.
۵٫مقدمه ابن خلدون(ترجمه)، ج ۱، ص ۲۸۶، مرکز انتشارات علمی وفرهنگی تهران ، ۱۳۶۲٫
۶٫محمد پیغبری که از نو باید شناخت، كنستانتين‌ ويرژيل گيورگيو، ص ۲۰۷،مترجم:ذبيح‌الله منصوري ،نگارستان كتاب
۷٫ همان، ص ۱۸۱٫
۸٫ احزاب (۳۳) آیه ۴٫
۹٫ همان، آیه ۳۷٫
رسول خدا (ص) بین همسران خود عدالت را رعایت می کرد. این امر در قالب های مختلف صورت می گرفت ، مثلا حضرت اوقات خود را به گونه ای تقسیم کرده بود که بتواند به همه همسران خود سر بزند و در کنار آن ها باشد . همچنین حضرت در مسافرت ها برخی همسران خود را همراه می برد. ابو قلابه گويد:
پيامبر اوقات خود را ميان زنان خويش تقسيم مى‏كرد و مى‏گفت: خداوندا، اين قسمتى است كه در اختيار من است، پس مرا در آنچه تنها در اختيار توست و در اختيار من نيست ، سرزنش مكن.
امّ سلمه همسر پيامبر مي گويد: رسول خدا در حجة الوداع زنان خود را همراه برد . در هر شبانه روز نزد يكى از زنانش به سر مى‏برد. بدين وسيله مى‏خواست ميان آنان عدالت را مراعات نمايد.
رسول خدا چون نماز صبح را مى‏خواند، به يك يك زنان خود سر مى‏زد [و از آنان احوالپرسى مى‏نمود].
امام صادق از پدران بزرگوارش روايت كرده كه پيامبر هنگام بيمارى نيز اوقات خود را ميان همسران تقسيم مى‏كرد . حضرت را به منزل زنى كه نوبتش بود ،انتقال مى‏دادند. (۱)
در بعضی روايات آمده است: پيامبر حتّى در ايام بيمارى در آستانه‏ رحلت، بستر خود را به عدالت به اتاق‏هاى همسران خود منتقل مى‏كرد. (۲)
رسول خدا در تقسیم اوقات خود بین زنان مجاز بود . در تفسیر نمونه می خوانیم: يكى از ويژگي هاي پيامبر اين بود كه به خاطر اوضاع خاص زندگى طوفانى و بحرانيش مخصوصا در زمانى كه در مدينه بود و در هر ماه تقريبا يك جنگ بر او تحميل مى‏شد و در همين زمان همسران متعدد داشت، رعايت حق قسم به حكم آيه (۵۱ سوره احزاب ) از او ساقط بود. مى‏توانست هر گونه اوقات خود را تقسيم كند ،هر چند او با اين حال حتى الامكان مساوات و عدالت را- چنان كه در تواريخ اسلامى صريحا آمده است- رعايت مى‏كرد.(۲)
پی نوشت ها :
۱ .آداب، سنن و روش رفتارى پيامبر گرامى اسلام، حسين استاد ولى‏، پيام آزادى،‏ ص ۸۵ .
۲٫ تفسیر نمونه، مكارم شيرازى و دیگران ،ج ۴ ،ص ۱۵۳-۱۵۴ ،دار الكتب الإسلامية تهران ،‏۱۳۷۴ ش‏.

لینک منبع: http://www.pasokhgoo.ir/node/21866

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

ساباط نیوز | خبرخوان ساباط