شما اینجا هستید
پاسخگو » انبياءالهي

یکی از مشکلات رخدادهای تاریخی عدم شفافیت آن است؛مکان ظهور پیامبران از مسایل تاریخی است که ابهام دارد و قضاوت درباره آن مشکل است. ما با توجه به رهنمودهای وحیانی معتقدیم که ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى نداشته است . طبق آموزه های اسلامی همه امت ها از خود پیامبر داشته اند:
با توجه به عدم امکان پاسخگویی در بخش نظرات لطفا سوالات خود را در سامانه «
شبهه مي كنند كه چرا همه انبياء لااقل انبيا كه ما مي شناسيم همه در خاورميانه ظهور و نبوت كرده اند. مگر ساير نقاط جهان پذيراي انبا نبوده اند. شبهه مي كنند كه به دليل ضعف علمي و جهل حاكم بر اين امم دين را مورد پذيرش قرار مي دادند
« إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ (۱) هر امّتى در گذشته انذاركننده‏اى داشته است! ».
نیز:«وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت ؛ (۲) ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!» ».
البته تعابيري نظير اين و اين كه در هر قوم يا امتي پيامبري فرستاده شد، به معني آن نيست كه در هر مقطع زماني و در هر قبيله اي پيامبري فرستاده شده ، بلكه اگر در ۴ هزار سال پيش پيامبري چون زرتشت در ميان قوم پارس فرستاده شده ،مي توان گفت كه اين قوم داراي پيامبر بوده است . به علاوه برخي از پيامبران در گذشته هاي دور در پاره اي مناطق محدود و كم جمعيت مبعوث شدند كه باقي ماندن اثر تبليغ و رسالت آنان معنا ندارد .
در هر حال اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصریح شده که بسیارى از پیامبران بوده‏اند که نامى از ایشان در قرآن به میان نیامده:
« وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ (۳) ؛ پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بيان نكرده‏ايم » .
اتفاقا برخی از روایات به نوعی موید همین مطلب است چنان که در برخی روایات از على عليه السلام نقل شده كه خداوند پيامبرى را مبعوث كرد كه سياه پوست بوده و داستان آن به ما نرسيده است. (۴)
بنابراین نمى‏توان گفت که همه پیامبران در یک منطقه خاص ظهور نموده‏اند، بلکه طبق احادیثى که در مورد تعداد آنان رسیده ؛ یعنی۱۲۴ هزار نفر، از این تعداد چند پیامبر مشخص مربوط به آسیا و خاورمیانه است، از بقیه خبری نیست .
در نتیجه هرچند یقینا پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی،به دلایل خاصی که فعلا در مقام بررسی آن نیستیم ،از شرق میانه برخاستند اما این احتمال بعید نیست که در بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چین، آمریکا و … نیز در گذشته های دور که امکان ارتباط وجود نداشته ،بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدند .
اتفاقا برخی از شواهد و قرائن تاریخی و اجتماعی بیانگر آن است که در سایر مناطق جهان نیز در گذشته های دور انبیایی مبعوث شده اند ،مثلا برخی از اقوام سرخپوست و ساکنان منطقه آمریکای جنوبی ،سنت های دینی و اذکار و اورادی نظیر عبادات سایر ادیان دارند که به احتمال قوی ناشی از تعالیم انبیایی است که در گذشته در آن مناطق زیسته اند، ولی نامی از آن ها به دست ما نرسیده است.
در واقع احتمال بسیار جدی وجود دارد که بسیاری از آیین های فعلی آسياي دور مانند بودا و … و تمدن های آمریکای جنوبی مانند تمدن مایا و اینکا و… به نوعی متاثر از تعالیم انبیای آن ها بوده که برای ما ناشناخته است . نمی توان گفت اثری از تعالیم این انبیا باقی نمانده است ؛ اما در هر حال گذشت زمان باعث تغییر و تحریف بسیار دراین آیین ها شده ، حقیقت این تعالیم امروزه چندان با تعالیم اسلامی منطبق نیست .
البته این حقیقتی غیرقابل انکار است که پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی، از شرق میانه برخاستند. نوح(ع) از عراق برخاست و مرکز دعوت ابراهیم(ع) عراق و شام بود. به مصر و حجاز نیز سفر کرد. موسی(ع) از مصر برخاست. چون که در زمان ظهور پیامبران، منطقه مسکونى عمده انسان‏ها مناطق آسیایى بود و خاور میانه در مهد تمدن قرار داشت.
مورخان بزرگ جهان تصریح می کنند که مشرق زمین (مخصوصاً شرق میانه) گهواره تمدن انسانی است.
تمدن مصر باستان که قدیمی ترین تمدّن شناخته شده جهان است، تمدّن بابل در عراق، تمدن یمن در جنوب حجاز، همچنین تمدّن ایران و شامات، همه نمونة تمدن های معروف بشری هستند … قدمت تمدن انسانی دراین مناطق به هفت هزار سال یا بیش تر باز می گردد. از سوی دیگر، رابطة نزدیکی میان تمدن انسانی و ظهور پیامبران بزرگ است، زیرا انسان های متمدن نیاز بیش تری به آیین های الهی دارند، تا هم قوانین حقوقی و اجتماعی را تضمین کرده، جلو تعدیات و مفاسد را بگیرد، و هم فطرت الهی آن ها را شکوفا سازد. به همین دلیل نیاز بشر امروز مخصوصاً کشورهایی که از تمدن و صنعت سهم بیش تری دارند، به مذهب، از هر زمین بیش تر است.
بنابر اینکه هبوط حضرت آدم(ع) و ثقل جمعیت بشری در منطقة خاوری بوده و انسان ها از این منطقه به دیگر مناطق کوچ کرده اند. می توان گفت: بین ثقل جمعیت و تمدن و بعثت پیامبران ارتباط منطقی برقرار است.
در کنار همه این ها باید دانست که پیامبران بزرگ هر چند در یک منطقه خاص ظهور یافتند اما این به معنای انحصار رسالت آن ها در آن منطقه نیست . اگر رسالت یک پیامبر جهانی هم باشد لازم است که در منطقه ای خاص ظهور یابد که امکان گسترش شریعت وی به دیگر نقاط عالم نیز از آن جا فراهم باشد . بعثت در مکان و مهد تمدن ها موجب می شود که پیام انبیا از طریق مردم آن سرزمین به مناطق دیگر نیز برود ، چون با وجود تمدن در یک سرزمین، ارتباط مردم آن سرزمین با مناطق دیگر ساده تر و بیش تر خواهد بود.
با جمع بندی این مطالب روشن می شود که اصولا تصور این امر که دلیل اعتقاد دینی در این منطق به دلیل ضعف و جهل علمی و معرفتی بوده نادرست است زیرا این مناطق مهمترین مراکز تمدن و رشد معرفتی و فکری بشر بودند ؛ اگر تمدن ایران و مصر و بین النهرین را مراکز فکر و تمدن بشری ندانیم ، دیگر کدام منطقه بشری ممکن است دارای تمدن و اندیشه شناخته شود ؟
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ فاطر (۳۵) آیه ۲۴٫
۲٫ نحل (۱۶) آیه ۳۶٫
۳٫ نساء (۴) آیه ۱۲۴٫
۴٫ طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو ، تهران، ۱۳۷۲ ش ، ج ۸، ص ۸۳۰ .

لینک منبع: http://www.pasokhgoo.ir/node/59731

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

ساباط نیوز | خبرخوان ساباط