شما اینجا هستید
پاسخگو » ديني

باسلام و خسته نباشيد
سوال دوم: چرا براي مردگان چهلم ميگيرند اصلا رمز و راز اين عدد چهل چيه پيش خدا ؟
سوال سوم : فاتحه خوندن براي مرده آيا تاثيري در جايگاه او نزد خدا دارد ؟
سوال ۴ : هنگام ظهور آقامون حضرت مهدي كه ان شاء الله بزودي زود هم است ۱- چرا اينقدر مردم دعا ميكنند آقا نمياد يا اصلا دعاهاي ما تاثيري هم دارد ۲- وقتي آقا بياد مردم دست از كارو زندگيشون ميكشند دنيا متحول ميشه يا نه
از کوششى که در پنهان داشتن اين مزار به کار برده شد، معلوم مى شود که خانواده پيامبر(ص) در اين باره، نگرانى هايي داشتند. حال اين نگرانى‌ها براى چه بود، درست نمى دانيم. يک قسمت آن ممکن است به خاطر اجراى وصيت حضرت زهرا(س) باشد، زيرا حضرت نخواسته بود کسانى که از آنان ناخشنود بود، در تشييع جنازه، نماز و مراسم دفن او حاضر شوند. امّا آثار قبر را چرا از ميان برده اند و يا چرا پس از به خاک سپردن او صورت هفت يا چهل قبر در گورستان بقيع و يا در خانه او ساخته اند؟ چرا اين همه اصرار در پنهان داشتن مزار او به کار رفته است؟ به طور دقيق نمي دانيم.
بسياري از چيزهايي که اکنون در جامعه جزء سنت هاي رايج مردم شده، فاقد وجاهت شرعي و ديني است . يکي از اين سنت ها، مراسمي است که هنگام فوت و خصوصاً بعد از فوت تحت عنوان هاي مختلف برگزار مي شود.
پي­نوشت ها:
پي نوشت ها:
خداوند مقدر نموده با توجه به اموري که تحقق مي‏يابد و علت هايي که تمام و کامل مي‏شوند، امر فرج امام زمان در زمان يا دوره‏اي خاص تحقق يابد.
پي‌نوشت ها:
با توجه به عدم امکان پاسخگویی در بخش نظرات لطفا سوالات خود را در سامانه «
سوال : چرا قبر حضرت فاطمه زهرا مخفي است و در حالي كه قبر حضرت علي هم حدود ۷۰ سال مخفي بود و بعد از آن آشكار شد و علت اصلي مخالفت سني ها با حضرت علي (ع) است پس علت مخفي بودن در چسيت ؟
شرح : باسلام و خسته نباشيد سوال : چرا قبر حضرت فاطمه زهرا مخفي است و در حالي كه قبر حضرت علي هم حدود ۷۰ سال مخفي بود و بعد از آن آشكار شد و علت اصلي مخالفت سني ها با حضرت علي (ع) است پس علت مخفي بودن در چيست ؟
اگر در سال چهلم هجرى فرزندان حضرت فاطمه(س)، قبر پدر خويش حضرت علي(ع) را از ديده مردم پنهان کردند، از بى حرمتى مخالفان و خوارج مى ترسيدند، و با بر طرف شدن اين خوف پرده از مكان قبر امام علي (ع )برداشتند. زيرا وضع مدينه در چهل روز يا حداکثر هشت ماه پس از مرگ پيامبر(ص) فرق مى کرد با وضع کوفه در سال چهلم هجرت. آن ها که بر سر مسائل سياسى و احراز مقام با علي(ع) کشمکش داشتند، کسانى نبودند که در سال يازدهم هجرى در مدينه حاضر بودند، و آنان که در مدينه حاضر بودند، حساب حضرت علي(ع) را از فاطمه زهرا(س) جدا مى کردند و براى رعايت ظاهر هم که بود، به دختر پيامبر(ص) حرمت مى نهادند.
نيز اين را نمى توانيم بگوييم که مرور زمان يا فراموشى راويان، موجب معلوم نبودن قبر زهراى مرضيه(س)شده است، چرا که محلّ قبر دو خليفه کنار قبر پيامبر(ص) معيّن است و قبر فرزند زهراى اطهر(امام حسن) را که در بقيع آرميده است، مى توان روشن ساخت. پس موجب مخفى کارى چيز ديگرى است؛ همان سببى که آن بانوى بزرگوار به زنان عيادت کننده فرمود:«دنياى شما را دوست نمى دارم و از مردان شما بيزارم». او مى خواست دور از چشم حقّ ناشناسان به خاک رود حتّى مزار او پنهان باشد و اين سند مظلوميت او براي هميشه باشد.
مخفي نگه داشتن قبر حضرت اين پرسش در اذهان عمومي به وجود مي آورد كه چرا قبر دختر و تنها باقيمانده و يادگار پيامبر اسلام(ص) با آن عظمت مخفي باشد؟ مگر چه ستمي بر او روا داشته شده است؟ دانشمند ارجمند جعفر شهيدي مي نويسد … به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پيغمبر ناخشنود بودن او را از كساني چند نشان مي دهد و پيداست كه او (فاطمه زهرا(س) مي خواسته است با اين كار آن ناخشنودي را آشكار سازد..(۱)
در پايان بايد گفت كه مورخين بر اين باورند كه قبر حضرت زهرا گرچه به صورت آشكار مشخص نيست. اما به صورت كلي يا در بقيع و يا در منزل ايشان است.
۱٫ سيد جعفر شهيدي، زندگاني حضرت فاطمه (س)، تهران، دفتر فرهنگ اسلامي، ص ۱۶۵٫
سوال دوم: چرا براي مردگان چهلم ميگيرند اصلا رمز و راز اين عدد چهل چيه پيش خدا ؟
در منابع ديني در مورد مراسم سوم و هفتم و چهلم در روايات چيزي ذکر نشده است ، اما خصوص مراسم چهلم به نظر مي رسد متأثر از برپايي مراسم اربعين سالار شهيدان باشد.
البته ممکن است اين امر ناشي از توجه و تمرکز بر روي عدد چهل باشد ؛ زيرا در منابع ديني نسبت به برخي اعدادتوجه خاصي شده و عمل بر اساس آن ها داراي آثار و خواصي معرفي شده است.
در اين ميان خصوصا عدد چهل، از جايگاه خاصي برخوردار است و در منابع اسلامي اشارات متعددي نسبت به آن آمده است ؛ مثلا قرآن کريم مدت خلوت حضرت موسي(ع) با خدا را در کوه سينا چهل روز ذکر مي کند: « وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعينَ لَيْلَة»(۱) و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم »
يا روايات آمده است:« مَنْ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِه‏ (۲) ؛ هر کس عبادت خود را چهل روز براي خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه هاي حکمت را از قلبش بر زبانش جاري مي سازد.»
در خصوص مساله وفات هم رواياتي مرتبط با عدد چهل نقل شده است ؛ مثلا پيامبر فرمود: « إِنَّ الْأَرْضَ لَتَبْكِي عَلَى الْمُؤْمِنِ إِذَا مَاتَ أَرْبَعِينَ صَبَاحا(۳) همانا هر گاه مؤمن بميرد زمين چهل روز گريه مى‏كند »
همچنين آن حضرت فرمود :هر گاه مؤمنى از دنيا برود و چهل نفر از مؤمنان بر جنازه او حضور يافته و بگويند:«اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا» (يعنى: بار خدايا !ما جز خير و
خوبى چيزى از او نمي دانيم و تو نسبت به او از ما داناتر هستى) خداوند مي فرمايد: من گواهي هاى شما را بر خوبى او پذيرفتم و او را در مورد آنچه كه خود مي دانم و شما از آن بيخبريد آمرزيدم.(۴)
بنابر اين در خصوص اموات هم اشاراتي به عدد چهل شده است اما راز و رمز آن براي ما آشکار نيست .
به هر حال برگزاري مراسم در روز چهلم هرچند دليلي نقلي ندارد، اما اگر همراه با اسراف و امور خلاف شرع نباشد، اشکالي ندارد و اگر به صورت صحيحي برگزار گردد ،کار پسنديده و سنّت حسنه‌اي است و نفس قرائت قرآن و ذکر مصيبات اهل بيت و اين امور در فرض اخلاص براي متوفا ثواب و ثمره بسيار دارد.
۱٫بقره (۲) آيه ۵۱
۲٫ علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت – لبنان، ۱۴۰۴ ه ق ، ج ۵۳ ص ۳۲۶ .
۳ .همان ج ۷۴ ص ۸۶
۴٫ شيخ صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسين قم،۱۳۶۲ ش ، ج ۲ ص ۵۳۸ .
فاتحه خوندن براي مرده آيا تاثيري در جايگاه او نزد خدا دارد ؟
طبق آنچه از معارف ديني ما استفاده مي شود، در عالم برزخ بنا به وضعيتي که هر ميتي دارد، امکان بهره برداري از صدقات و يا خيرات اهل دنيا را پيدا مي کند. اگر عذاب ميت به سبب کفر و عنادي باشد که در دنيا در مقابل دين حق داشته است، امکان بهره برداري از او گرفته مي شود؛ چون کفر او در دنيا مانع وصول خيرات به او مي شود. (۱) همچنين است اگر عذاب او به سبب ظلمي باشد که به ديگران روا داشته است؛ چرا که آثار حق الناس به سادگي از عهده انسان بر داشته نمي شود. (۲) هرچند ممکن است به جهت اين خيرات عذاب گناهان حق الله او بخشيده شود .
همچنين اگر عذاب او در حد گناهان و معاصي شخصي باشد (و نه حق الناس)، به گونه اي که گاه و بي گاه معصيتي را هم مرتکب مي شده، البته به سبب اين خيرات و اهداي فاتحه، رفع عذاب صورت مي گيرد. در حديثي از رسول خدا(ص) نقل شده که حضرت فرمودند: «حضرت عيسي (ع) از کنار قبري عبور کرد. ديد که صاحب قبر را عذاب مي کنند. سپس در سال آينده از کنار همان قبر عبور نمود. ديد که خبري از عذاب نيست. گفت: پروردگارا! سال قبل که از اين جا عبور کردم، ديدم صاحب قبر معذّب است و در اين سال ديدم عذاب از او برداشته شده است! خدا خطاب به عيسي فرمود: اي روح الله! از اين مرد فرزندي به مقام بلوغ رسيده، فرزند صالح و نيکو کرداري است. راهي را براي مردم استوار و هموار نمود و يتيمي را مسکن و مأوي داد. پس من به برکت عمل فرزندش، از گناه او درگذشتم». (۳)
۱٫نساء (۴)، آيه ۱۸٫
۲٫ در سخني از امير مؤمنان (ع) نقل شده که حضرت فرمود:

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -