شما اینجا هستید
بین الملل » وقتی دانشجویان علوم پزشکی به قم می آیند!



گفتن این اظهار نظرهای کلی «تجلی توحید در فعالیت های پزشکی» و این که «تمام علوم مبتنی بر مفروضات فلسفی و کلامی نهفته در لایه های علمی است»، ما را به سمت و سویی می برد که استقلال علم و دانایی بشر را زیر سوال برده و خود را سرگرم اموری کنیم که اساسا ارتباطی با حوزه  ندارد.

تجربه هزار سال تسلط علم کلام بر «علم» و تلاش برای دینی کردن آن که ناشی از یک تصور خطاست، هیچ نتیجه ای جز کند کردن مسیر پیشرفت علم نداشته است.

بهتر در این باره تأمل کنیم که سراسر نوشته های فخر رازی و دیگر متکلمان برجسته، و در رأس آنها غزالی که حتی به روش فلاسفه اسلامی و متکلمان هم معترض بود، همین است که می خواستند بگویند هیچ علمی نباید جز با اجازه توحید پیش برود، و آن وقت با درک غلط از توحید، خدا را به جای همه علل طبیعی نشانده و حتی در تحلیل باد و باران مشاهدات خود را هم کنار گذاشتند تا مبادا از قدرت خداوند کم شود.

این ادعاها از سر تا ته، آن هم در رشته های تجربی و همین طور علوم طبیعی و از جمله پزشکی، هیچ جایی ندارد و تکرار آن برای صد بار و هزار بار، باعث نمی شود تا کاروان علم در دنیای مدرن بایستد تا این حضرات، مبانی فلسفی آن را درست کنند و مثلا این علم نجس را با گفتن این تعابیر پاک کنند.

کسانی که هیچ اطلاعی و سر سوزنی از دانش پزشکی ندارند، یکسره نشسته اند تا با فلسفه های کهنه و قدیمی، و به اسم تدین و تقدس،  برای راه علم، برنامه بدهند. شگفت تر آن است که دانشجویان و استادان علوم پزشکی هم به قم آمده اینجا زانو می زنند تا از این حضرات، درس علم بگیرند. عوض این که بروند و آخرین تحقیقات بشری را در حوزه پزشکی بدست آوردند، و پایگاه های اطلاعاتی پزشکی را خریداری کرده تا دانشجوی پزشکی آنان بتواند آخرین پژوهشها را مطالعه کند، به امید آن هستند که افرادی به مراتب ضعیف تر از فخر رازی و غزالی، برای آنها راه و رسم فسلفی فکر کردن در علم پزشکی را به آنها یاد دهند.

بحث اخلاق و فقه پزشکی امری جداست، اما دانش پزشکی نه از وقتی در یونان بوده، نه آن مقدار که تجربه های عادی بشر صحراوی و بدوی است، و نه آنچه در میان مسلمانان به تقلید از یونانیان و یا تجربه های ابن سینا و رازی و دیگران پدید آمده و نه آنچه که امروز در غرب است و ایضا سبب شده است تا ظرف نیم قرن، دو میلیارد بر جمعیت بشر افزوده شود و مرگ و میر کم گردد، ربطی به این فلسفه ها ندارد.

نه توحید و نه شرک، هیچ کاری به علم پزشکی بما هو پزشکی ندارد. البته هر کسی می تواند با نگاه در طبیعت، خداشناس شود و بحث فلسفی کند، اما این ربطی به پزشکی ندارد. سوال ها و پرسشها دو تاست. سوال کردن آن «ابله» که در واقع عاقل بود، از شتر [به زبان سنایی: ابلهی دید اشتری به چرا /گفت نقشت همه کژست چرا] از تفاوت زیستی شتر  در مقایسه با بقیه حیوانات بود، اما شتر به زبان «کلامی» جواب او را داد و حواله اش به خدا کرد، و ما هنوز تفاوت این دو نگاه را نفهمیده ایم. 

باید دانش تجربی را برخلاف آنچه در تمدن مسلمانی پیش آمد، از بند فلسفه رهانید، و اجازه داد این دانش بشری، و انواع و اقسام دیگر آن، رشد کند. دیگران این راه را رفته اند، رشد کرده اند، سررشته علم را در دست گرفته اند، نتیجه اش را در تکنولوژی برده اند و دنیا را فعلا زیر سلطه خود دارند. اگر علم زیر سلطه نگاه های فلسفی است، باید در فلسفه های خودمان شک کنیم که نتوانسته ما را پیشرفت دهد و از آنها را بهتر بدانیم که تا این حد پیش رفته اند. حالا چه مدل اروپایی امریکایی باشد چه مدل چینی ژاپنی!

طبعا ما هم تا حدی که از توانایی علم بهره برده ایم، و این هم در اثر آموزش های صد ساله گذشته بوده، به همان مقدار از نفوذ و ترقی در عالم سهم داریم. باز هم اگر بخواهیم پیش تر برویم، راه آن عمومی کردن تفکر علمی اصیل از نخبگان، و رها کردن آن از بند این گونه قیود است. برای ما مهم این است که دیگر مثل زمانی نباشیم که به «دوش» گیر دادیم و سالها طول کشید تا رضایت دادیم خزینه جمع شود.

۱۷۱۷



لینک منبع

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

ساباط نیوز | خبرخوان ساباط